بخش دهم:آشنايي با مهارت هاي همسرداري
و راههاي تقويت استحكام خانواده
ازدواج و زندگي زناشوئي يک پديده سرشار از عاطفه است. در ازدواجهائي که در آنها زوجين با يکديگر در تعارض و تضاد باشند، برانگيختگيهاي هيجاني زيادتري ديده ميشود. بهعبارت ديگر، بيشتر تعارضها و اختلافات بين زوجين بهدليل برانگيختگيهاي هيجاني صورت ميگيرد.
زنان بهتر از مردان در ابراز دقيق عواطف و تشخيص آنها عمل مينمايند. براي مثال وقتي که يک زن پيام هيجاني مثبتي به شوهرش ميدهد، احتمالاً از علايم غيرکلامي بدني (مثل لبخند زدن) و از يک لحن صميمانه در هنگام سخن گفتن استفاده ميکند. از طرف ديگر، مردان تمايل به استفاده از پيامها مبهم و مختلط (ترکيبي) دارند. براي مثال نگاميکه مردي ميخواهد پيام هيجاني مثبتي به همسرش بدهد، اين پيام، هم همراه با خنده است و هم همراه با علايم بالقوهٔ تهديدکنندهاي چون حرکات ابرو يا چشم.
ناتواني مردان در تشخيص و ابراز دقيق عواطف، علت مهم و اساسي ازدواجهاي ناموفق است. برا مثال، دربرانگيختگيهاي هيجاني بالا در طول کشمکشهاي زناشوئي (که از طريق اندازهگيري علايم فيزيولوژيکي مثل ضربان قلب يا فشار خون مشخص ميشود) مرداني که از زندگي زناشوئي خود راضي نيستند و با همسران خود اختلاف دارند، علايمي از گوشهگيري يا انزواي هيجاني و بيعاطفگي خود نشان ميدهند، که روانشناسان آن را ”حصار زندگي“ مينامند.
برخي از مردان احساس ميکنند که همزمان از دو طرف مورد تهديد واقع ميشوند: يکي از طرف موقعيتهائي که قادر به کنترل آنها نيستند و يکي هم از سوي عواطف ناخوشايند و منفي، همچون اضطراب و اندوه که بهوسيله اين موقعيتها ايجاد ميشوند. در تعاملهاي پر از تنش و تعارض زندگي زناشوئي، حتي شوهراني که بسيار مقاوم و شکيبا هستند، احساس در هم شکسته شدن ميکنند و در مقابل علايم جسماني و منفي شديدي همچون انقباضات و دردهاي معده، افزايش ضربان قلب، تعريف کف دست، سردرد، احساس ناتواني، اضطراب و دستپاچگي ميکنند. در چنين شرايطي، مردان ممکن است بهصورت خودکار و غيرارادي دچار خشم شوند. روي هم رفته و براساس يافتههاي مطالعات انجام شده بر روي تعاملهاي زندگي زناشوئي، فرض ميشود که اگر زوجين از عواطف همسرانشان آگاه شوند و بتوانند عواطفش را بهصورت واضح و آشکار ابراز نمايند، زندگي بهتري خواهند داشت. براي اينکار لازم است تا نسبت به علل، جوانب و پيامدهاي عواطفشان بر زندگي زناشوئي آگاهي يابند.
فصل اول: بايد ها و نبايد هاي رفتاري در رابطه زن و شوهر
اين موضوع به تجربه ثابت شده است هرگاه زوجين رفتار و گفتار منفي در پيش گيرند.خداوند رزق و بركت را از آن خانواده مي گيرد وهرگاه زوجين به يكديگر عشق بورزند و قلبا همديگر را دوست داشته باشند و براي هم فداكاري كنند، خداوند كريم رزق و بركت وتوفيق روزافزون را نصيب آن خانواده مي كندبه گونه اي كه از نظر اقتصادي و اجتماعي آن خانواده پيشرفت و موقعيت ممتازي پيدا مي كند.زن و شوهر بايد نسبت به يكديگر زبان متواضع و بدون منت داشته باشند.
پيوند زناشويي و زندگي مشترک از شيرينترين پيوندها در روابط انسانهاست و «خانواده» کانوني است براي امنيت، آرامش، مودّت و آسايش هر زن و مرد.
برخورداري از همسر خوب و شايسته در زندگي ، يکي از نعمتهاي بزرگ است که خداوند متعال به بندگان خويش عنايت ميکند و براي اکتساب چنين نعمتي، تعاليم عاليه اسلام علاوه بر آن که ملاکها و معيارها را در «انتخاب همسر» بيان مي نمايد ،داراي رهنمودها و دستوراتي است که بدون شک بايد بر روابط خانوادگي هر فرد مسلمان حاکم باشد. و شک نيست کساني که در زندگي زناشويي جوياي سعادت، نشاط، شادابي، طراوت، معنويت و خوشبختي هستند، هم در «انتخاب همسر» و هم در «نحوه تنظيم روابط خانوادگي» بايستي به اين تعاليم ارزشمند تاسي کنند.
رابطه زن و شوهر
رابطه زن و شوهر، رابطه عاشق و معشوق، رابطه تن و تنپوش، رابطه همرهان طريق کمال و معناگر محبّت و ايثار است.
زن، مرادش را در حسن رابطه با شوهر، مييابد و شوهر آرامش را در گرو وجود زن ميداند.
در اين رابطه صميمي درون خانوادگي، هر يک از زن و شوهر و ساير اعضاي خانواده وظايفي نسبت به يکديگر دارند که علاوه بر اين فصل، در فصلهاي بعدي به آنها اشاره خواهد شد.
وظايف مرد نسبت به زن
1- سرپرستي:
خداوند حکيم در قرآن کريم ميفرمايند:
«مردان، سرپرست و نگهبان زنانند... .»
واگذاري مسووليت و مديريت نهايي خانواده به مرد، به معني برخورداري از قدرت تصميمگيري در مسائل کلي و اساسي خانواده است، نه ترجيح و مزيت و اعمال قدرت و زور و سوء استفاده از اختيار و مرد سالاري. لذا مردان بايد در مديريت خانواده به تصميمگيري عاقلانه بپردازند و اداره خانواده را بر محور عقل و منطق استوار سازند و به طور جدي از هوي و هوس بپرهيزند.
«زن» و «شوهر» دو رکن اساسي خانواده هستند ، ليکن مرد بدان جهت که آفرينش ويژهاي دارد و از جنبه جسمي و عقلاني قويتر است، رکن بزرگ و سرپرست خانواده محسوب ميشود. اوست که ميتواند با تدبير عاقلانه خويش خانواده را به بهترين وجه اداره کند و اسباب خوشبختي و سعادت آنان را فراهم سازد و محيط خانه را همانند «بوستاني سرسبز» معطر، شاداب، مرتب و منظم گرداند و همسرش را به صورت فرشتهاي درآورد.
زنان نيز در امور داخلي خانه و تدبير در امور خانواده و فراهم کردن فضاي مناسب عاطفي و محيط نشاط آميز و لذت بخش و تربيت فرزندان و بهسازي اقتصاد خانواده سهم زيادي دارند و مردان بايد نسبت به جايگاه و نقش زنان در امور خانه آگاه باشند و به سهم آنان در اين زمينه توجّه نمايند.
مردي که مدير خانواده است بايد بدين نکته توجه داشته باشد که «زن» نيز انساني است مانند «مرد». خواستهها و آرزوها و حق حيات و آزادي دارد. بايد بداند که زن گرفتن به معناي ميز گرفتن نيست، بلکه به معناي انتخاب شريک در زندگي و يار و مونس و غمخوار گرفتن است. بايد به خواستههاي دروني و آرزوهاي او نيز توجه داشته باشد. چنان نيست که مرد مالک مطلق زن باشد. زن نيز حقوقي بر گردن شوهر دارد که به آنها اشاره خواهد شد.
شوهر لايق و شايسته کسي است که جز با زبان محبّت و تکريم با همسرش سخن نميگويد.
2- خوش اخلاقي و خوشرفتاري:
شوهر لايق و شايسته کسي است که جز با زبان محبّت و تکريم با همسرش سخن نميگويد و همواره از خزانه دلش، کلام زرّين و خوشايند و گفتار شفابخش و درمانگر جان و آرامشگر روان را برگزيده، در فضاي سرشار از نشاط و آرامش تقديم همسرش نمايد.
رابطه شوهر برتر با همسرش به گونهاي است که هرگز نسبت به او زبان تهديد، تنبيه، تحقير و تخريب شخصيت ندارد. هر چه هست زبان محبّت، صداقت و صميميت، ايثار و احسان، تشکر و سپاس و تاييد و تکريم است.
پيامبر اکرم صليالله عليه و اله وسلم ميفرمايند:
«شايستهترين مردم از نظر ايمان، خوشاخلاقترين آنان و مهربانترين آنها با خانوادهاش است. و من مهربانترين شما با خانوادهام هستم.»
و در جاي ديگر ميفرمايند:
«با زنان مهرباني کنيد و دلهايشان را به دست آوريد تا با شما همراهي کنند و آنان را مجبور و خشمگين نکنيد.»
و در همين رابطه امير خوبان حضرت امام علي عليهالسلام ميفرمايند:
«هميشه با همسرت مدارا کن و با او به نيکي معاشرت نما، تا زندگيت با صفا شود.»
بنابراين مرد عاقل و بردبار، با تلاش و کوشش و تدبير امور زندگي بر همه مشکلات احتمالي روزمره در محيط کاري و بيرون از منزل پيروز ميگردد و حوادث کوچک، ناملايمات روزگار و گاهاً رفتار ناپسند بعضي از مردم او را ناراحت نخواهد کرد و وقتي وارد کانون گرم خانواده ميشود، با چهرهاي خندان و شاداب و قلبي مالامال از عشق، مهر، صفا و دوستي و زباني گرم و گيرا و جذّاب، محيط زيباي خانه را با وجود خود معطر و نوراني ميکند و با برخورد شايسته و سخنان دلپذيرش، جسم و روح همسر و فرزندان را آرامش ميدهد.
امام علي عليهالسلام ميفرمايند:
«… کاري که برتر از توانايي زن است به او وامگذار، که زن گل بهاري است، نه پهلواني سخت کوش… .»
3- اظهار محبّت و دوستي:
شوهر فهيم و آگاه، به خوبي ميداند که بايد محبت و دوستي و مهرورزياش را نسبت به همسر بر زبان آورده و مهرباني را در قالب واژههاي زيبا و پر مفهوم عينيت بخشد، چرا که صرف محبّت قلبي کافي نيست.
پيامبر اسلام صليالله عليه واله وسلم ميفرمايند:
«اين گفتار شوهر به همسرش که «من تو را دوست دارم» هرگز از قلب زن بيرون رفتني نيست.»
حضرت اميرالمومنين عليهالسلام ميفرمايند:
«با زنان (همسرتان) خوش گفتار باشيد که ايشان هم خوشرفتار شوند.»
و در جاي ديگر ميفرمايند:
«زيبا سخن گوييد، تا پاسخ زيبا بشنويد.»
و در همين رابطه امام صادق عليهالسلام ميفرمايند:
«کسي را که دوست ميداري به او بگو ، زيرا اين اظهار دوستي، عشق و علاقه شما را نسبت به هم افزون تر و مستحکمتر ميکند.»
با توجّه به کلام گهربار و نوراني معصومين عليهمالسلام، بايد دقت داشت که مهمتر از کلمات و واژهها، در ايجاد محبّت يا نفرت، آهنگ صدا و حرکات دست و چشم و لب و ابرو هنگام سخن گفتن است. آهنگ نرم و ملايم، ايجاد محبّت ميکند، چنانچه صداي کلفت و خشن، ملال و نفرت ميآورد. لب خندان و چهره شکفته و باز، همسر و فرزندان را جلب ميکند، چنانچه ترشرويي و اخم هنگام سخن گفتن آن را دلسرد و افسرده ميکند.
بسيار نيکو و بجاست که مرد در مکالمات روزمره خود با همسر و فرزندانش، علاوه بر اظهار عشق و علاقه و مهرورزي، مراقب حرکات دست و صورت و لحن صداي خود نيز باشد.
4- احترام به زن:
شوهر بايد در زندگي مشترک خود ، به همسرش احترام بگذارد و هرگز او را اذيت و آزار نرساند و ايشان را تحقير و تمسخر نکند.
خداوند در قرآن کريم ميفرمايند:
«… و با آنان، بطور شايسته رفتار کنيد… .»
پيامبراکرم صليالله عليه واله وسلم ميفرمايند:
«برادرم جبرئيل به من خبر ميداد و همواره سفارش زنان را ميکرد تا آنجا که گمان کردم براي شوهر جايز نيست به زنش حتي «اف» هم بگويد.»
و امام علي عليهالسلام ميفرمايند:
«… کاري که برتر از توانايي زن است به او وامگذار، که زن گل بهاري است، نه پهلواني سخت کوش… .»
آري، امام علي عليهالسلام زن را به شاخه گل تشبيه کرده، چه تشبيه بجا و زيبايي، ريحان لطيف و ظريف. بنابراين نبايد کارهاي مشکل و طاقت فرسا را از زن انتظار داشت و نبايد او را با الفاظ مخرّب و نااميد کننده رنجاند و موجب افسردگي و پژمردگي او شد. بلکه بايد مانند باغباني آگاه، دلسوز و مهربان با شيوههاي صحيح مراقب جسم و روح ايشان بود تا او نيز با عطر وجود خود، زينت بخش کانون گرم خانواده باشد.
امام علي عليهالسلام ميفرمايند:
«… زنان امانت الهي در دست شما هستند. به آنان زيان نرسانيد و بر ايشان سخت نگيريد.»
5- پرهيز از تنبيه و توهين به همسر:
زن نيز مانند مرد خودش را دوست دارد و به حفظ شخصيت خويش علاقهمند است. دوست دارد محترم و گرامي باشد. از تحقير و توهين رنجيده خاطر ميگردد. از توهين و توهين کننده متنفر است.
خداوند در قرآن کريم از تمثيل و تشبيه «همسران» به «لباس» استفاده کره و ميفرمايند:
«… آنها لباس شما هستند، و شما لباس آنها، (هر دو زينت هم و سبب حفظ يکديگرند… .»
به راستي اين زيباترين، کاملترين و نيکوترين تعبيري است که خالق منّان، در ارتباط با «همسران» فرموده است.
«زوجين» زيباترين، آراستهترين، فاخرترين و مقاومترين لباس و پوشش فطري و رواني حمايتي يکديگر هستند. هر يک از زوجين، بايد از وجود ارزشمند خويش، لباسي از جنس «عشق و محبّت» به يکديگر هديه دهند ، چنان لباسي که به تمام نيازهاي فطري، کششهاي غزيزي، احساس مهرطلبي، تعلّق عاطفي و تشويقپذيري آن پاسخ گفته و آنان را در برابر همه محرکهاي ناخوشايند زندگي و آسيبهاي رواني و اجتماعي ايمن سازد.
متاسفانه در برخي از خانوادهها، مرداني وجود دارند که ناآگاهانه همسر خود را، اذيت و آزار و تنبيه ميکنند و نميدانند که اين کار چه عواقب و خيمي خواهد داشت. پيامبر بزرگ اسلام صليالله عليه و اله و سلم ميفرمايند:
«هر مردي که همسرش را بيش از سه بار در عمرش بزند، خداوند او را ميان تمام مردم محشر چنان رسوا کند که اولين و آخرين به وي بنگرند.»
منبع :کتاب «راز شاد زيستن در کانون خانواده»
تبيان :داوودي
در كتاب مستدرك از امام صادق (ع) نقل شده است كه : در يك شب ، سي زن به خدمت حضرت رسيدند و همه آنها از شوهرانشان شكايت داشتند. حضرت رسول (ص ) فرمود: آن مردان ازخوبهاي شما نيستند. گاهي رفتار منفي مردان در قالب برخوردفيزيكي و ضرب و شتم زنان به طور زشت در محيط خانواده آشكار مي شود و اسلام به شدت با مسئله كتك زدن بي جا و ظالمانه مردان برخورد مي كند.در كتاب مستدرك در حديث حولاؤ، پيامبراسلام (ص ) فرمودند: هر مردي كه زنش را سيلي بزند، خداوند منان به فرشته آتش جهنم دستورمي دهد كه با سوزش گرما هفتاد سيلي در جهنم به او بزند. اين گونه روايات بر اين معني دلالت دارد كه اسلام هرگز اذيت و آزار شوهر را نسبت به زن نمي پذيرد و حتي در روايتي ديگر ازحضرت رسول (ص ) آمده است : زنان خود را با چوب نزنيد; زيرا چنين كاري موجب قصاص است كه زن حق دارد ضربه هاي وارده را قصاص كند. بنابراين رفتار منفي زوجين كه در گفتار زباني ورفتار فيزيكي ممكن است توسط هر يك اززوجين صورت پذيرد، هرگز در اسلام پذيرفته نيست و يكي از اساس ايمان مرد مومن و زن مومنه ترك منكر عظيم اذيت و آزار همسر است .
وظايف زن نسبت به مرد
چه بسيار زناني كه با رفتار و زبان ،همسر خود را اذيت مي كنند و يا موجب آزارآنان مي شوند. اين دسته از مردان و زنان به طورقطع بدانند كه از ايمان واقعي فاصله گرفته ومتدين نيستند. حضرت رسول صلياللهعليهوآله فرمود: هرزني كه شوهرش را اذيت كند، نمازش قبول نيست و اعمال نيك وي پذيرفته حق تعالي نمي باشد;مگر اين كه او را راضي كند. گرچه اين زن يك روزگار روزه بگيرد و شبها به مناجات بپردازد و بندگاني آزاد كند و اموالي را در راه خدا انفاق كند، اما او اولين كسي است كه داخل جهنم مي شود و بر هر مردي كه زنش را اذيت كند نيزهمين عقاب در آخرت است.
مردي به محضر پيامبر (ص ) آمد و عرض كرد:اي رسول خدا(ص )! همسري دارم كه چون به خانه مي روم به پيشبازم مي آيد و وقتي كه بيرون مي روم ، بدرقه ام مي كند و اگر مرا غصه دار ببيند،مي گويد غم مخور كه اگر غم روزي مي خوري خداوند آن را به عهده گرفته و اگر براي آخرت غم داري و فكر مي كني ، خداوند بر تفكر و غم تو بيفزايد. آن گاه پيامبر(ص) فرمود: او را به بهشت بشارت بده و به وي بگو كه تو يكي از عاملان خداوندي و در هر روز پاداش ۷۰ شهيد براي توخواهد بود.
و در حديثي ديگر است كه حضرت فرمودخداوند عواملي دارد كه اين يكي از عاملان خداوند است و نصف اجر شهيد را دارد. رفتار مثبت و مناسب زوجين باعث الفت بين آن دو و گرمي محيط خانواده مي شود و از سوي ديگر موجب بركت رزق از سوي خداوند خالق منان است .
در روايت سلمان فارسي از پيامبر اسلام (ص ) آمده است : اگر زني از روي منت گذاشتن به شوهرش بگويد تو از مال من مي خوري ، اگر همه مالش را در راه خدا صدقه دهد از او پذيرفته نشود تا وقتي كه شوهرش از او راضي شود.
روشهاي شاد کردن همسر(زن يا شوهر)
1. زن ها دوست ندارند ميهمان ناخوانده داشته باشند، بنابراين به آنها وقت کافي بدهيد تا آماده شوند. آمادگي آنها براي پذيرايي امري حياتي است.
2. هر روز از همسر خود سوال کنيد که چه کاري مي توانيد برايش انجام دهيد.
3. وقتي از شما خطايي سر مي زند اظهار تاسف کنيد. وقتي هم که تقصير از شما نيست باز هم اظهار تاسف کنيد.
4. وقتي اوضاع قمر در عقرب است، لبخند را فراموش نکنيد. اگر بخنديد دنيا هم با شما مي خندد و اگر گريه کنيد يقين بدانيد که دنيا شما را تنها خواهد گذاشت.
5. از تلاش هاي همسرتان تشکر کنيد و ببينيد اين تشکر تا چه حد موثر واقع مي شود.
6. خسيس نباشيد و در ستايش همسر خود دست و دلباز باشيد. اما به ياد داشته باشيد که در هيچ موردي مبالغه نکنيد. بايد همسرتان استحقاق تعريف و تمجيدي را که شما مي کنيد، داشته باشد وگرنه ممکن است نتيجه ي خوبي ندهد.
7. همسر خود را تشويق کنيد و کمک کنيد تا استعدادهاي پنهاني او شکوفا شود.
8. به جاي هداياي گرانبها، وقت خود را در اختيار همسرتان قرار دهيد. نشان دهيد که به او توجه داريد، حتي پس از يک روز کار سخت! براي او هديه اي ببريد حتي يک شاخه گل به اين ترتيب او خوش اخلاق مي ماند.
9. بدانيد زماني که همسرتان از سر درد شکايت مي کند، چاره سر درد او قرص مسکن نيست، بلکه يک لبخند است.
10. هرگز با همسرتان نجنگيد، چون امکان ندارد در جنگ برنده شويد. در عوض از قلم براي نوشتن آن چه در ذهن داريد استفاده کنيد. بعد آن را به همراه شاخه اي گل تحويل او بدهيد.
11. وقتي که راجع به دوستان قديمي اش صحبت مي کند، با دقت گوش دهيد، آن دوستان براي او خيلي عزيز هستند و او با شما بخشي از گذشته اش را که براي او مثل گنج است، قسمت مي کند.
12. وقتي راجع به او صحبت مي کنيد، وي را بالا ببريد (به او شخصيت دهيد) و هرگز او را کوچک نکنيد. خصوصاً در بين بستگان او و مخصوصاً نزد كودكان . اصولاً احترام والدين به هم در برابر كودكان باعث رشد صحيح عاطفي آنان شده و بگومگوها را بايد به شب و در يك وقت خاص موكول ميكند.
13. تنها بيان کردن مسئله اي درست در مکاني درست هنر نيست، بلکه خودداري از بيان مطالب مسئله ساز در موقعيت هاي نادرست هنر است.
14. مردها بايد براي همسرشان آن طور آماده شوند که دوست دارند زن براي ايشان آماده شود.
15. بيشتر زنان به خاطر احساس رضايت مي خواهند کار کنند، زيرا بيکاري، بطالت و افسردگي مي آورد. کمتر زني که نيازهاي عاطفي و مالي او بر آورده مي شود، نياز به کار کردن در خود مي بيند.
16. مشکلات شغلي خود را با همسرتان در ميان بگذاريد اگر نتوانست راهنماييتان کند، حداقل شرايط شما را درک مي کند.
17. اگر زن شما کار مي کند سعي نکنيد از ميزان درآمدش مطلع شويد، اجازه بدهيد کم کم خودش راه شريک شدن در مخارج زندگي را مي آموزد. بگذاريد حيطه خصوصي در خرج كردن درآمد خود داشته باشد؛ براي دوستان و بستگانش خريد كند؛ صدقه دهد، كادو براي شما بخرد ياوسايل منزل تهيه كند و هرگز به سلايق او اعتراض نكنيد مگر اين كه از شما نظر بخواهد كه در اينصورت محترمانه نظرتان را بگوييد و خلاصه كاري نكنيد او را مجبور به دفاع از آزادي ماليش كنيد كه هم كرامت خودش شكسته شود هم شما و هم روابطتان تيره شود.
فصل دوم: نشانههاي خانواده خوشبخت و موفق
20 نشانه يک خانواده خوشبخت
طبيعي ترين شكل خانواده، اين است كه هيچ عاملي جز مرگ نتواند پيوند زناشويي را بگسلد و ميان زن و شوهر جدايي بيفكند. كوشش مصلحان جامعه - مخصوصاً پيامبران خدا - اين بوده است كه نظام خانواده، يك نظام مستحكم و پايدار باشد و هيچ عاملي نتواند اين كانون سعادت را متلاشي گرداند. به هر حال خانوادهي خوشبخت نشانههايي دارد كه ما دراينجا به چند نمونه ي آن اشاره ميكنيم. اميد است كه خانواده ي شما نيز برخوردار از اين نشانه ها باشد.
1- در بين اعضاي خانواده جمله " به من چه يا به تو چه " رد و بدل نميشود، چرا كه اعضا به گفتگو و مشورت منطقي اعتقاد دارند و احساس مسئوليت مي كنند.
2- تا جايي كه امكان دارد با هم هستند و در ميهمانيها يا كارهاي مربوط به خانواده تنها نميروند. همدلي، همكاري، همفكري، هماهنگي را بقاي خانواده خوشبخت مي دانند.
3- با هم اتحاد دارند و در مسائل مختلف، با گفتگو و مشورت به تفاهم ميرسند و سعي ميكنند اگر سوءتفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود بدون اين كه كسي بفهمد با جلسات مشترك حل كنند.
4- به سليقه ها و عقايد يكديگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل ميكنند.
5- نسبت به هم شرم مسموم ندارند يعني خواسته هاي طبيعي خودشان را بدون نگراني يا خشونت ابراز ميكنند.
6- افراد به يكديگر اعتماد دارند و از اين اعتماد سوء استفاده نميكنند و اعتماد را يكي از پايدارترين ويژگي ازدواج موفق و خانواده موفق ميدانند؛ لذا به حريم يكديگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمي روند. زن و شوهر بالاخره حريمي خصوصي هم دارند براي ارتباط با بستگان و دوستان خود و همينطور فرزندان؛ البته با رعايت مصالح خانواده و اطلاع همديگر. همچنين هر كس از نظر روانشناسان نياز به خلوت و فكر كردن درباره مسائل دنيا و آخرت خود يا انجام عبادات است. و نيز اي بسا سخني از دوست خود شنيده كه نقل آن براي همسر يا والدين يا اعضاي خانواده مجاز نباشد(مثلاً غيبت يا سخنچيني يا ... باشد) لذا تفحص از ملاقاتها و اموري از اين دست درست نيست و فرد هم بايد به شكلي محترمانه ديگران را از اين كه قصد پنهانكاري يا امر مذمومي ندارد مطلع كند؛ مثلاً بگويد اين مسأله شرعاً شخصي است.
7- نگران سلامت روحي و جسمي يكديگر بوده و از هم مراقبت ميكنند. اگر چنانچه مشكلي به وجود آيد، سعي وافر در حل مشكل را دارند.
8- در بيشتر اوقات لحظات خوشي را كه با يكديگر بوده اند مرور مي كنند؛ دنبال خاطرات تلخ نيستند، دوست دارند هميشه در خوشي، شادي و نشاط زندگي كنند. روايات هم تاكيد دارند انسان نعمتهايي كه خدا به او داده را به ياد آورد؛ مرور كند و از آن چه خدا به او داده و آنچه نداده و داشتن آن سبب هلاكت او ميشد، خرسند باشد؛ اين كار علاوه بر قرب الهي و عبادت بودنش(مصداق بندگان شاكر و راضي كه از مقامات بالاي ايمان است)، آرامش و نشاط رواني فراواني با خود در فرد به وجود ميآورد.
9- راي فاميل ها و همسايههاي خود اهميت قائلاند و پذيراي فاميل يكديگر هستند.
10- از امور مالي يكديگر خبر دارند و چيزي را از يكديگر پنهان نميكنند. صرفه جويي و پس انداز کردن جزء برنامه هاي اقتصادي خانواده هاي خوشبخت است؛ اما هرگز صرفهجويي را به معني خرج نكردن براي سلامتي خود تلقي نميكنند؛ خصوصاً براي برزند كه در سنين رشد است.
11- از خطاهاي هم در ميگذرند، از خطاي خود عذرخواهي ميكنند و هرگز اصرار و لجاجت بر گفتار و كردار غلط خود نداشته و نيز هرگز اصرار ندارند به زور كسي را وادار به قبول اشتباه خود كنند بلكه تذكري كوتاه بيان كرده و به او فرصت ميدهند خود به نتيجه برسد.
12- براي رشد يكديگر تلاش كرده و زمينه پيشرفت خانواده را فراهم ميكنند.
13- افراد به هم افقي نگاه ميكنند نه عمودي. يعني هيچ كس خود را برتر از ديگري و در مقام قدرت نميبيند. ديكتاتوري، زور و قدرت طلبي حاكم نيست.
14- همه اعضا احساس برنده بودن، موفق بودن، اميد داشتن ميكنند و خودشان را در زندگي برنده ميدانند.
15- والدين براي هم احترام قائل بوده و فرزندان را در غياب هم به احترام هم سفارش ميكنند و مسائل مشترك تربيت فرزندان را با هم و با وحدت و مشورت و فكر حل ميكنند.
16- علاقه، عشق، محبت، صفا و يكدلي خود را هم در رفتار و هم در گفتار به يكديگر ابراز ميكنند.
17- از يكديگر انتظار بيجا و توقع نامناسب ندارند. و با درخواست هاي يكديگر برخوردهاي مثبت و منطقي دارند.
18- يا اگر مشكلي پيش بيايد به راه حل فكر ميكنند و به دنبال مقصر و گناهكار نميگردند. دست به علتيابي و ريشهيابي آن مشكل ميزنند و راه حل منطقي ارائه ميدهند. هريك از طرفين پيوسته به فكر خوشحال نمودن و راضي نگه داشتن يكديگر هستند؛ لذا اهل ايثار هستند.
19- زن و مرد به دنبال رشد معنوي يكديگر بوده و همواره به ياد آباد كردن مشترك سراي آخرت خود و فرزندان خود هستند: عبادات را درست انجام داده و يكديگر را سفارش به نماز اول وقت، صدقه و انفاق كرده و كودكان را به اين امور عادت ميدهند.
20- خانوادههاي خوشبخت تلاش دارند كه بچه هاي خوب ، با ايمان، سالم و خوشبختي نيز به جامعه تحويل دهند.
9 ويژگي خانواده موفق
أ- در همه امور بر خدا توكل دارند و از او راضي هستند: آن چنان كه حضرت علي(عليه السلام) مي فرمايد: اگر به مقدرات الهي راضي شديد زندگي شما شيري و گوارا مي شود. بعضي از افراد تصورشان بر اين است كه فقط آنها هستند كه دچار بلا و گرفتاري مي شوند و برخي ديگر هر آن چه را كه در زندگيشان اتفاق مي افتد ارمغاني آسماني از سوي خداوند مي دانند و معتقدند هرچه از طرف خدا نازل شود خير مطلق است و به قضا و قدر الهي راضي هستند. دكتر حسين شجره، مشاور خانواده ضمن اشاره به روش هاي ايجاد شادي در بين اعضاي خانواده مي گويد: انسان شاد، انساني است كه هر كاري حتي موفقيت و شكست در هر امري را خواست خداوند مي داند. خانواده شاد داراي چنين ديدگاهي است و هميشه بر قدرت لايزال الهي توكل دارد. افراد چنين خانواده اي در همه كارها از تكيه كلام ان شاء ا… استفاده مي كنند و اعتقاد آنها به قضا و قدر الهي باعث مي شود تا خداوند را ناظر بر همه امور خود بدانند و بر اين اعتقادند كه نشاط و شادي در پرتو راضي بودن به رضاي خدا به دست مي آيد و غم و اندوه در شك و ناخشنودي به مقدرات الهي حاصل مي شود. ار نظر دكتر شجره، داشتن تفكر مثبت در زندگي و در كنار توكل بر قدرت لايزال الهي يكي ديگر از روش هاي ايجاد شادي در خانواده است. داشتن تفكر مثبت و همواره به جنبه هاي مثبت ديگران توجه كردن يكي ديگر از رموز شادي در زندگي محسوب مي شود؛ زيرا مثبت نگرها هميشه در زندگي با ديد منطقي برخورد مي كنند اما منفي نگرها از هر كاهي كوهي ساخته و زندگي را به كام خود و ديگران تلخ مي كنند
ب- در زندگي عفو و گذشت دارند و همواره گشاده رو و خوش برخورد هستند. دكتر شجره مي گويد: گشاده رويي و خوشرويي در مقابل يكديگر و مشخص كردن انتظارات و توقعات نيز از ديگر روش هاي ايجاد شادي در خانواده است. بسياري از مشكلات و ناراحتي هايي كه در خانواده به وجود مي آيد ريشه در انتظارات مبهم دارد؛ زيرا انتظارات نامشخص و مبهم به عدم درك، دل شكستگي و از ميان رفتن اعتماد منجر مي شود و باعث به وجود آمدن جوّي حاكي از سوء تفاهم، شك و ترديد و سرانجام ناراحتي و نگراني در خانواده مي شود، در حالي كه مي توان با مشخص كردن توقعات و انتظارات و واضح بيان كردن آنها، سوء تفاهم ها و ناراحتي ها را رفع نمود. با توجه به نكات كوچك كه شايد از نظر شما پيش پا افتاده و كم اهميت باشد مي توان مهرباني ها را بيشتر كرد و با گشاده رويي و خوشرويي كه از ديگر روش هاي ايجاد شادي در خانواده است مي توان كينه ها را از بين برد و دل ها را به هم پيوند داد با نزديك تر شدن اعضاي خانواده به يكديگر جوّي حاكم بر خانواده شاداب تر و ارتباط عميق اعضاي خانواده موجب تداوم و استواري، محبت و دوستي در زندگي مي شود
ج- از زحمات يكديگر قدرداني و همديگر را درك مي كنند.
د- رازدار و به عهد و پيمان خود پايبند هستند. هرگز نبايد اسرار همسز را برملا كرد. چون با اين كار اعتماد او از بين مي رود. علت اينكه بعضي از مردها دربارة كارشان به زن خود مشورت نمي كنند يكي همين است كه به راز داري او اعتماد ندارند و مي ترسند آنچه گفته اند فردا نُقل! مجلس دوستان خانم شود.
ه- انتقاد پذير و در برابر مشكلات صبورند.
و- به هم خوشبين هستند: حسن ظن اعتماد طرفيني سرمايه بزرگي براي زندگي مشترك است. در مقابل، بدگماني آثار منفي زيادي در زندگي بر جا مي گذارد. شخص بدگمان داراي روحية منفي بافي و بيمارگونه است. او از سلامت روحي و تعادل رواني برخوردار نبوده، به رفتار و گفتار ديگران با ديدة بدبيني مي نگرد. انساني كه بر اثر روحيه بدبيني، به همسر خود اعتماد و اطمينان ندارد، از آرامش و صفاي زندگي خانوادگي محروم خواهد بود. چنين فردي در روابط اجتماعي نيز موفق نخواهد شد چرا كه در نتيجة بدگماني به ديگران، دوستان خود را از دست داده، تنها خواهد ماند. علي ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد:«بدگماني بر هر كس چيره شود، بين او و هيچ دوستي، صلح و آرامش باقي نخواهد گذاشت.»
ز- رفق و مدارا دارند و هم را درك ميكنند: يكي ديگر از وظائف متقابل همسران نسبت به يكديگر رفق و مدارا است. بدين معنا كه در مقابل عيب ها و كاستيهاي همسر و رفتار ناخوشايند او برخورد تند و خشن نداشته باشيم و با صميميت و دوستي با يكديگر رفتار كنيم. زيرا طبيعي است كه هر يك از زن و مرد در رفتار و گفتار خود كاستيهايي دارند كه از نظر ديگري ناخوشايند تلقي مي شود. البته معناي مدارا با همسر اين نيست كه نسبت به عيبها و رفتار ناپسند او بي اعتنا باشيم، بلكه بدين معناست كه در مورد اصلاح همسر ملاحظة ظرفيت او را كرده، بيش از توانش از او انتظار نداشته باشيم. و به طور كلي در مورد ويژگيهاي نامطلوب او رفتاري بزرگوارانه پيشه كنيم.
ريشة بسياري از اختلافات خانوادگي در عدم درك متقابل همسران از يكديگر نهفته شده است. درك موقعيت و مشكلات همسر موجب مي شود كه انسان به نيكيهاي همسر توجه بيشتري كرده، قدر دان زحمات او باشد. برعكس كسي كه همسر خود را درك نمي كند، تمام تلاشهاي او را ناديده مي گيرد و عيبها و كاستيهاي همسر در نظرش بسيار جلوه مي كند و نه تنها قدردان و مشوق همسرش نيست، بلكه با زخم زبانهاي خود، نشاط زندگي را از او سلب مي كند. رها شدن از خودبيني و شناخت روحيات و مشكلات همسر اولين قدمهاي درك همسر است.
ح- عفت و پاكدامني: اين صفت را هر چند به طور غالب در جامعة امروزي ما از زنان انتظار دارند، اما روايات نگاهي وسيع تر داشته و آنرا وظيفة متقابل زن و شوهر، و برترين عبادت دانسته است. عفت به تعبير علي ـ عليه السّلام ـ پايداري در برابر شهوات است.[4] و اين از زن و مرد مورد انتظار است. در روايات به هر يك از زن و مرد سفارش شده است كه با آراستن خود براي ديگري، به همديگر در حفظ پاكدامني ياري رسانيد. پاكدامني آثاري مانند مصونيت همسر از ناپاكان، تحكيم پيوند خانوادگي، جلب اعتماد همسر و ... را به ارمغان مي آورد.
ط- عدم مداخلة بيجا در كار يكديگر: انسان به طور ذاتي خواستار آزادي و استقلال عمل است و اين روحيه در مردها قوت بيشتري دارد. خانم ها گمان نكنند دخالتهاي خير خوهانة آنها هميشه به نفع شوهر تمام مي شود، گاهي همين موضوع، بحراني جدي در زندگي زناشويي ايجاد مي كند. بنابراين سعي كنيد هرگز به استقلال مرد ضربه نزنيد.
همينطور مردها در سلايق جزيي خانهداري وآشپزي نبايد خيلي دخالت كنند.
چند كاري را كه مي تواند نقش مؤثري براي شادابي خانواده داشته باشد
1- اگر خانه تان حياط دارد، باغچه ها را همراه هم آبياري كنيد و با خلاقيت خود آنها را آراسته و گل ها و سبزي هاي مختلف در آن بكاريد.
2- همراه بچه ها واليبال، فوتبال، قايم باشك بازي، بازي فكري و رايانهاي سالم و بدمينتون بازي كنيد.
3- اگر مسابقه ورزشي اي نزديك خانه تان برگزار مي شود، همراه بچه ها براي تماشا برويد.
4- خريد كتاب را در برنامه خود قرار دهيد و خود فرزندان را هم براي انتخاب كتاب مورد علاقه شان همراهتان ببريد.
5- به جاي رفت و آمد با ماشين، كمي از كارهاي خود را بدون ماشين و پياده انجام دهيد. بعضي از روزها بچه ها را همراه خود پياده به مدرسه ببريد و از مدرسه بياوريد.
6- اگر فرزند خردسالي داريد با او بازي حيوانات انجام دهيد. او را با حيوانات مختلف آشنا كنيد و حتي همراه هم صداي آنها را در بياوريد.
7- درباره افراد موفق و رموز موفقيت با هم صحبت كنيد؛ هر الگويي را كه والدين موفق بدانند(ورزشكار باشد يا بازيگر سينما يا هنرمن يا پزشك يا استاد دانشگاه يا روحاني يا معلم و..) كودك همان را در ذهن خود جاي ميدهد.
8- همراه همه اعضاي خانواده بازي فكري كنيد.
9- زماني را انتخاب كنيد و همه دور هم بنشينيد. حالا فرصت خوبي است كه از وضعيت مادي و معنوي خانواده خود انتقاد كنيد و كارهاي خوب و بد كل خانواده را ذكر نماييد(البته تذكرات فردي را بايد به همان فرد و در خلوت او به او گفت) تا با اين كار قدمي هم براي اعتلاي شخصيت خانواده تان برداشته باشيد.
10- يك زنگ مطالعه در نظر بگيريد و پس از آن زنگ تفريحي را نيز در نظر بگيريد.
11- اگر خانه تان آسانسور دارد، بعضي از روزها را به پله نوردي اختصاي دهيد. بله! بگذاريد فعاليت بدني جزئي از برنامه زندگيتان شود و مطمئن باشيد همين كارهاي به ظاهر ساده هم بسيار مفيدند.
12- به كارهي خانه چاشني سرگرمي بيفزاييد. مثلا گردگيري اتاق ها را به فعاليتي مفرح تبديل كنيد.
13- از فعاليت هنري نيز غافل نشويد. همراه هم شعر بخوانيد، نقاشي بكشيد و فيلم و عكس بگيريد. اگر هم از دانش هنري برخوردار نيستيد، چه اشكالي دارد كه سعي كنيد آن را فرا بگيريد؟
14- اگر مي توانيد سري هم به استخر بزنيد و شنايي بكنيد.
15- با همسايه ها و يا ديگر اقوام مسابقه اي ترتيب دهيد و با هم رقابت دوستانه اي داشته باشيد.
16- و در آخر اين كه از خودتان قدرداني كنيد. منتظر موقعيت و فرصت نباشيد. هر موقع كه دلتان خواست به همديگر هديه بدهيد و از هم قدرداني كنيد.
17- اهل سفر باشيد، سفر كوتاه، به روستاهاي اطراف، به كوههاي اطراف،و ... خرج نميخواهد بلكه دور هم باشيد و بازي وورزش كنيد و عكس بگيريد؛ اينها براي بچهها و زنها خيلي مهم و لذتبخش است اما مردها فكر ميكنند چون خودشان در محيط كار همهاش عكس ميگيرند و در سفر و رفتوآمد به روستاها و شهرها و سركشي اداري هستند پس اينها ارزش تفريحي ندارد و در صورت انجام اين سفرها هم دل به دل زن و بچه خود نميدهند كه آن را شاد و مفرح برگزار كنند.
فصل سوم: رسم بد همسرداري كردن!
آقايان! اين رسم همسرداري نيست
نكته ظريفي كه در گفتار پيامبر(ص) نسبت به "زن" وجود دارد، اين است كه حضرت، محبت و عشق به همسر را در كنار عشق به نماز قرار داده اند و اين نشان از جايگاهي است كه زن در اسلام و در انديشه هاي حضرت رسول(ص) برخوردار است. در تبيين اين جايگاه، چه سخني داريد؟
اتفاقاً حديثي از رسول ا...(ص) روايت شده كه يكي از اخلاق هاي خوب انبياي الهي، محبت به همسران است. از سوي ديگر قرآن كريم كه بيانگر خلق و خوي پيامبر است، درباره ارتباط دو همسري مي فرمايد: "خدا بين زن و شوهر مودت و رحمت قرار داد و در اين آفرينش و قرار، آيات بسياري است براي كساني كه مي انديشند." دستور صريح پيامبر، ابراز محبت به همه مردم و بخصوص نسبت به همسر است. آن حضرت اگر چه "رحمةللعالمين" است، اما اين ابراز رحمت و محبت نسبت به خانواده، با درجه بيشتري از سوي آن بزرگوار اعمال مي شد.بايد به اين نكته توجه داشت كه "مودت" غير از "محبت" است. محبت آن چيزي است كه در دل انسانها قرار دارد و براي ديگران چندان مشهود نيست و خود انسان مي داند، اما مودت، در حقيقت اعلام و ابراز آن محبت است. دستور اين است كه نسبت به همسر خود ابراز محبت كنيد، يعني رفتارتان همراه با مودت باشد. پيغمبراكرم(ص) تأكيد دارند كه اگر به همسرتان بگوييد او را دوست داريد، سخني است كه از قلب او خارج نخواهد شد. بنابراين وظيفه است كه اين محبت قلبي ابراز شود و اين مسأله، دلسوزي و همراهي در زندگي را براي زن و شوهر به ارمغان خواهد آورد.
آن حضرت درباره مردان ميفرمايد:
«خير الرجال من أمتي الذين لا يتطاولون علي أهلهم ويحنون عليهم ولا يظلمونهم»
ميفرمايد: بهترين مردان امت من کساني هستند که بر خانوادهشان ستم روا نميدارند و نسبت به آنان مهربان بوده و در حق آنان ظلم نميکنند.
پيامبر(ص) افراد با گذشت را بهترين افراد امت معرفي کرده است، منظور آن حضرت(ص) اين است که کساني که صفات مزبور را ندارند و به خانوادهشان ظلم ميکنند، بدترين افراد امت ميباشند.
همچنين آن حضرت(ص) توهين به مقام زن را نشانهپستي و دنائت دانسته، ميفرمايد:
«ما أکرم النساء الاکريم و ما أهانهن إلا لئيم»
يعني زنان را احترام نميکند؛ مگر اشخاص کريم و داراي کرامت و توهين نميکند به ساحت زنان، مگر افراد پست.
درباره رفتار نيک به زنان گفته است:
«أوصاني جبريل ( عليه السلام ) بالمرأة حتي ظننت أنه لا ينبغي طلاقها إلا من فاحشة بينة
جبرئل آن قدر در مورد زنان به من سفارش کرد که گمان کردم که طلاق آنان جز در مواردي که فضاحت آشکار از آنان ديده شود، جايز نيست.
آن حضرت در مورد اذيت همسر فرمود:
«فأي رجل لطم امرأته لطمة أمر الله عزوجل مالک خازن النيران فيلطمه علي حر وجهه سبعين لطمة في نار جهنم»
اگر کسي بدون جهت همسرش را اذيت کند، خداوند او را مجازات خواهد کرد و مي فرمايد: کسي که با همسرش بدرفتاري کند و او را کتک بزند، خداوند متعال به «مالک» مأمور دوزخ امر ميکند که در برابر هر سيلي که به زنش زده ، هفتاد سيلي به گونه او بزند.
آن حضرت(ص) در سفر حجه الوداع، همسرانش را نيز با خود به سفر برده بود، بار شتر صفيه سنگين بود و شترش هم تيزگام نبود، حضرت دستور داد که وسايل عايشه را که سبک است به شتر صفيه منتقل کنند و وسائل صفيه را که سنگين است به شتر عايشه منقل کنند، تا سرعت حرکت قافله بيشتر شود. عايشه ميگويد: اين اقدام مرا به خشم آورد و واداشت که فرياد بزنم آي بندگان خدا! اين زن يهودي بر رسولالله(ص) غلبه کرده است. پيامبر(ص) فرمودند: يا أم عبدالله! چون بار شتر تو سبک بود بار صفيه را به شتر تو منتقل ساختيم و بار ترا به شتر او. عايشه خطاب به حضرت ميگويد: آيا تو گمان ميکني پيامبرخدا هستي! حضرت تبسمي کرد و گفت: آيا در اين مورد شک داري تو يا أم المؤمنين يا أم عبدالله! دو باره عايشه ميگويد: آيا تو گمان ميکني رسولخدا هستي آيا عدالت را رعايت کردي! عايشه ميگويد: پدرم ابوبکر حرفهاي مرا شنيد و با تعجب سراغ من آمد با سيلي محکم به صورتم زد. پيامبر(ص) فرياد زد يا ابوبکر دست نگهدار! ابوبکر عرض کرد يا رسولالله آيا نشنيدي چه گفت، حضرت در جواب فرمودند: غير از من کسي به بالا و پائين قضايا آگاهي ندارد.
پيامبر اکرم(ص) مي فرمايد: کسي که بر بداخلاقي زنش صبر کرده و او را تحمل کند، خداوند به او همان اجري را خواهد داد که به ايوب پيامبر داد .
خانم ها! اين رسم شوهرداري نيست
هيچکس نيست که ناراحتي و گرفتاري و درد دل نداشته باشد. هر کسي دوست دارد غمخوار و محرم رازي پيدا کند،گرفتاريهاي خويش را برايش شرح بدهد. و بدينوسيله غمي از دل خودش برداشته آرامش خاطري بدست آورد. ليکن هر سخن جايي و هر نکته مقامي دارد. براي درد دل نيز موقعيت مناسب لازماست. در هر جا و هر زمان و با هر شرايطي نبايد شکايت را شروع کرد. خانمهاييکه از رموز معاشرت و آداب شوهرداريبياطلاعند آنقدر ظرفيت و حوصله ندارند که مشکلات را تحمل نمايند ودرد دلها را تا موقع مناسب به تاخير بياندازند.خانم گرامي،براي رضاي خدا و براي حفظ شوهر و خانوادهاتاز اين شکايتها ي بيجا دستبردار، زيرک و دانا و وقتشناس باش.اگر هم واقعا درد دل داري قدري صبر کن تا شوهرتاستراحت کند آنگاه که موقعيتمناسبي پيدا شد مي تواني مطالب لازم و ضروري را به عنوان مشورت نهاعتراض، با او در ميان بگذاري و در صدد چاره جويي بر آييد. پيغمبر اسلام (ص) فرمود: هر زنيکه به وسيله زبانشوهرش را اذيت کند نمازها و ساير اعمالش قبول نمي شود، و لو هر روز روزه باشد و شبها را براي تهجد و عبادت برخيزد، و بندههايي آزاد کند وثروتش را در راه خدا انفاق نمايد. زنيکه بد زبان باشد و بدينوسيلهشوهرش را بيازارد نخستين کسي است که داخل دوزخ ميشود.
ايجاد ارتباط رضايتبخش با همسر موجب خواهد شد که زن يا مرد در مقابله با مشکلات قدرت و توان بيشتري داشته باشند.
رسول خدا فرمود: هر زنيکه شوهرش را در دنيا اذيت کندحور العين به او مي گويند:خدا ترا بکشد.شوهرت را اذيت نکن.اين مرد ازشما نيست و لياقت او را نداريد بزودي از شما مفارقت نموده به سوي مامي آيد. اگر خانم ها مي خواهند توجهشوهر را جلب نموده خودشان را محبوب و زحمتکش و خيرخواه جلوهدهند،مطمئن باشند که نتيجه معکوس خواهند گرفت.نه تنها محبوبيتي پيدانمي کنند بلکه مبغوض شوهر واقع خواهند شد.
يک پزشک در دادگاه مي گويد:«در تمام مدت زندگي ما،همسرمحتي يکبار رفتاري که شايسته يک زن خوب و کدبانو است نداشت. خانهما هميشه نامرتب و درهم است.فريادها و بهانهجوئيها و دشنامهاي زننده او مرا بستوه آورده است.آنگاه حاضر مي شود با پرداخت پنجاه هزار تومان پول از شر او خلاص شودو با خوشحالي مي گويد راستش را بخواهيد اگرتمام ثروت و حتي مدرک پزشکيام را ميخواست ميدادم تا زودتر خلاصشوم.»
زن و شوهري که با شور و شوق به تداوم زندگي مشترکشان فکر ميکنند ،با همديگر يکرنگ و صادقاند. اما يکي از مواردي که موجب آسيبهاي جدي به ارتباط زن و شوهر ميشود، اين است که زن يا مرد و يا هر دو طرف احساس نمايند همسرشان نسبت به وي بيتوجه شده و يا علاقهاش کم شده است. چنين تصوري احساس بيارزشي و پوچي را در افراد به وجود خواهد آورد. بسياري از افرادي که به همسر خود بيتوجهي نشان ميدهند دليل رفتارهايشان را گرفتاريهاي روزمره ميدانند در حالي که ايجاد ارتباط رضايتبخش با همسر موجب خواهد شد که زن يا مرد در مقابله با مشکلات قدرت و توان بيشتري داشته باشند. در اين ميان و براي جلوگيري از ايجاد تنش و اختلاف ابراز علاقه زوجين نسبت به يکديگر بسيار مهم و حياتي ميباشد. البته ابراز علاقه در هر دورهاي ميتواند شکلي متفاوت داشته باشد.مثلاً شايد در زماني که امکان آن فراهم بوده است، زن و شوهر هر هفته با يکديگر به ميهماني ميرفتند اما شايد امروز زن و يا شوهر دوست داشته باشند بيشتر با طرف مقابلشان حرف بزنند.
پيغمبر اسلام (ص) فرمود: هر زنيکه به وسيله زبانشوهرش را اذيت کند نمازها و ساير اعمالش قبول نمي شود.
براي اينکه همسران با يکديگر مدام در حالت مهر و محبت به سر ميبرند بايد به تمايزات خود با طرف مقابلشان به ديده احترام بنگرند. همه انسانها نيازمند داشتن يک هويت مستقل که همانا تفاوتهاي فردي ميان آنها ميباشد، هستند.
همسران ميتوانند زندگي بسيار شيرين و لذتبخشي داشته باشند به شرط اينکه از داد و ستد عاطفي به شيوههاي قلبي، کلامي و عملي استفاده نمايند و به همسر و شريک زندگي خود ابراز محبت کنند، همسر خود را قلبا دوست داشته باشند و با زبان و عمل اين امر را ثابت نمايند.هر جا قدم مي گذاريد بذر عشق بپاشيد و قبل از همه در خانه خودتان.به فرزندان و به همسر خود ، عشق بورزيد… نگذاريد که او از پيش شما برود مگر اينکه خوشتر و اميدوارتر از وقتي باشد که نزد شما مي آيد.
پيامبر اکرم(ص) مي فرمايد: ... و زني که بر بداخلاقي شوهرش صبر کند و او را تحمل نمايد، خداوند به او همان ثوابي را خواهد داد که به آسيه عطا فرمود.
فصل چهارم: مهارتهاي ارتباطي در روابط خانوادگي
اصل 90 به 10 ؟!
اين اصل ميگه 10 درصد زندگي خارج از كنترل ولي 90 درصد آن تحت كنترل ما است
اين اصل ميگه ۱۰ درصد زندگي خارج از كنترل ولي ۹۰ درصد آن تحت كنترل ما است و خوب يا بد بودن آن به عكس العمل ما مربوط ميشود. تاخير ساعت پرواز هواپيما ، خراب شدن ماشين يا فوت يكي نزديكان مان دست ما نيست ، ما روي اين ۱۰ درصد كنترلي نداريم ولي ۹۰ درصد باقي متفاوت است! ما ميتونيم تصميم بگيريم كه چطوري باشه. چطوري؟ با عكس العملهامون.
نگذاريد مردم روي زندگي شما تاثير منفي بگذارند ، هنز عكس العمل ميتواند بدترين شرايط را به بهترين شرايط تبديل كند. بگذاريد يك مثال بزنم: سر ميز صبحانه نشسته ايد كه يكدفعه دست دختر كوچك تان به ليوان چاي ميخوره و همش ميريزه روي لباس شما. چيزي كه اتفاق افتاده ابدآ تحت كنترل شما نبوده.
اما كاري كه شما بعد از افتادن اين اتفاق ميكنيد همه چيز را مشخص ميكند!شما قاطي ميكنيد! با عصبانيت سر دخترتان داد ميزنيد. او شروع به گريه كردن ميكند. حالا با خشم همسرتان را به خاطر گذاشتن ليوان چاي روي لبه ميز دعوا ميكنيد و با عجله ميرويد بالا و لباس تان را عوض ميكنيد و بر ميگرديد پايين. اما ميبينيد دخترتان به خاطر گريه كردن نتوانسته صبحانه اش را تمام كند و براي مدرسه رفتن آماده شود. سرويس دخترتان ميرود!
همسرتان بايد سريع برود سر كار ، شما ماشين را بر ميداريد تا دخترتان را به مدرسه برسانيد. چون عجله داريد جايي كه بايد با سرعت ۶۰ كيلومتر در ساعت حركت كنيد با سرعت ۹۰ رانندگي ميكنيد. شما بعد از هدر دادن ۳۵ هزار تومان براي جريمه سرعت غيرمجاز با ۱۵ دقيقه تاخير به مدرسه ميرسيد. دخترتان با عجله بدون خداحافظي به طرف در ميدود.
با نيم ساعت تاخير ميرسيد به محل كارتان اما ميبينيد كيف تان را فراموش كرده ايد! روز شما به گند كشيده شده! و همينطور بيشتر به گند كشيده ميشود! بالاخره با خستگي بر ميگرديد خانه و بديهي است كه جو خانه مثل هر روز نيست و همسر و دخترتان از شما دلخور هستند و هر سه تاي تان روز بدي داشته ايد. چرا؟ به خاطر عكس العمل شما هنگام صبحانه خوردن.
چرا شما روز افتضاحي داشتيد؟
الف) تقصير چاي بود؟
ب) تقصير دختر تان بود؟
پ) تقصير پليس بود؟
ت) تقصير خودتان بود؟
جواب قطعا «ت» است. ريختن چاي تقصير شما نبود اما عكس العمل شما به ريختن چاي تنها در همان پنج ثانيه روز شما رو خراب كرد.
حالا ببينيد اين روز ميتوانست چطوري باشه:چاي ميريزه روي شما. دخترتان خيلي ناراحت ميشود.شما ميگوييد «عيبي نداره عزيزم ، دفعه بعدي حواستو بيشتر جمع كن»؟حوله را از روي صندلي بر ميداريد و سريع ميرويد بالا ، پيراهن ديگه اي ميپوشيد و كيف تان را بر ميداريد و سريع مياييد پايين ، در همين لحظه دخترتان را از پنجره ميبينيد كه سوار سرويس شد و براي شما دست تكان داد.
شما پنج دقيقه زود به كار تان ميرسيد ، به همكاران تان سلام ميكنيد و با نشاط و انرژي روي كار تان تمركز ميكنيد.دو سناريو مختلف ، شروعهاي يكسان ، پايانهاي خيلي متفاوت!چرا؟ به خاطر عكس العمل شما!اجازه ندهيد اتفاقهاي مختلف روز و زندگي شما را مختل كند چون هر عكس العمل اشتباه ميتواند ضرر زيادي به همراه داشته باشد.
به شما ميگويند شايد از كارتان اخراج شويد؟
به جاي اينكه عذا بگيريد و بي خواب بشيد و بگيريد دنبال يك كار تازه باشيد. قبول دارم وقتي واقعآ اين موضوع پيش بياد كار سختيه و نميشه فقط راجع به يه چيزي حرف زد ولي سعي تان را بكنيد. خواهيد ديد كه قوي تر و قوي تر ميشويد.هواپيما تاخير داره؟ برنامه كاري تان را به هم زده؟
به جاي فحش دادن به زمين و زمان و اخم كردن به مهمان دارها از وقت تان براي ياد گرفتن چيزهاي تازه يا شناختن بقيه مسافرها استفاده كنيد. گاهي اين كارها كه به نظر مسخره ميآيند (مثلآ شناختن ساير مسافرها هنگام تاخير هواپيما) زندگي تان را طوري متحول ميكنند كه خودتان باورتان نميشود. فرصتهاي خوب هميشه آن لحظه كه انتظار داريد سر راهتان نميآيند گاهي بايد خودتان ماجرا جو باشيد و آنها را پيدا كنيد.
عصباني بودن و از روي عصبانيت رفتار كردن همه چيز را بدتر ميكند. مثالش را به خوبي ميدانيد!
حالا اصل ۹۰ به ۱۰ را به خوبي شناخته ايد ، كاري كه بايد بكنيد اين است كه با بستن اين صفحه آن را از ياد نبريد و آن را در موقعيتهاي واقعي در زندگي تان به كار بگيريد. فقط يك بار امتحان كنيد ، مثلآ در يك جر و بحث سعي كنيد مثل مثال بالا همه چيز را به طرز مثبت تغيير دهيد و اگر همه چيز خوب پيش رفت عين اين پست فكر كنيد كه اگر اين كار را نميكرديد چه اتفاقهايي ميتوانست بيفتد.
مداد سياهي كه من دارم ميتواند اثرهاي چند صد هزار دلاري خلق كند اما من نميتوانم! بستگي داره كي چطوري ازش استفاده كنه.
اصل ۹۰ به ۱۰ و امثال آن ميتواند بدترين زندگيها را به بهترين زندگيها تبديل كند. باز هم بستگي داره كي چطوري ازش استفاده كنه.
کليدهاي برقراري ارتباط خانوادگي صحيح
1. با خويشان همسر به خانواده همسرمان نيز به اندازه خانواده خود احترام بگذاريم.
2. با خانواده همسر خود همانگونه رفتار کنيم که با خانواده خود رفتار مينماييم. به هيچيک از خانوادهها اجازه دخالت در زندگي خود را ندهيم. در صورتي که خانوادهها قصد راهنمايي داشته باشند، فقط از تجربههاي آنان استفاده کنيم و تصميم نهايي را با مشورت همسر خود اتخاذ نماييم.
3. در صورت بروز اختلاف ، از در ميان گذاشتن موضوع يا نزديکترين خويشاوندان نيز پرهيز کنيم، زيرا اينکار موجب گسترش دامنه اختلاف ميشود. البته خوب گاهي آنان خود سر دعوا ميرسند و از چهره يا صداي طرفين(خصوصاً زن كه در بروز حالات پررنگ تر است) پي به مساله ميبرند كه در اين حالات بهتر است خود را كنترل و در حضور آنان به هم بدگويي نكنند. اينها ساده است و همه خانهاي ممكن است تجربه اين امور را داشته باشند.
4. در حضور خويشان به همسر خود بيشتر توجه کنيم و او را در گفتگوها شرکت دهيم. در صورت بروز مشکل از سوي خانواده زن يا مرد، عضو همان خانواده بايد مشکل را حل کند، زيرا هر يک از همسران به خوبي خانواده خود را ميشناسند و بهتر ميتوانند چاره جويي نمايند.
5. از چشم هم چشمي و حسادت بپرهيزيم.
6. به آداب و رسوم خانواده همسرمان احترام بگذاريم، چنانچه برخي از آنها را صحيح نميدانيم، هرگز آنان را به خاطر پايبندي به آداب و رسوم خود استهزا نکنيم.
7. لازم است گاهي همسران به تنهايي به ديدار خانواده خود بروند (اينکار موجب ارضاي محبت مادر و فرزندي ميشود). اين واقعيت را بپذيريم که علاوه بر همسر، پدر و مادر حق مسلمي بر گردن ما دارند، بنابراين در صورت ضرورت ، هر يک از همسران بايد بخوبي از خانواده خود حمايت کنند.
آشنايي با برخي از مهارتهاي همسرداري
1. شاد باشيم: شاد بودن هميشه ارزشمند است، پس سعي کنيم خود را خوشحال و سرحال نشان دهيم تا خستگي را از تن شريک زندگي خود دور کنيم.
2. صبور باشيم: اگر رفتار همسرمان را خوشايند نميدانيم، بهتر است با حوصله و تأمل و در شرايط مناسب او را از چگونگي رفتارش آگاه کنيم.
3. منطقي رفتار کنيم: مسائل را منطقي و درست بررسي کنيم و بجاي منافع شخصي ، مصالح زندگي مشترک را در نظر بگيريم و بيطرفانه قضاوت کنيم. کم توقع باشيم: از همسرمان آن قدر انتظار داشته باشيم که بتواند به انتظارات پاسخ بدهد.
4. مثبت نگر باشيم: با بياد آوردن لحظات شيرين زندگي بدبيني را از خود دور کنيم، به رفتارهاي خوب همسرمان بيشتر بينديشيم و جنبههاي خوب زندگي را فراموش نکنيم.
5. خوش بين باشيم: داشتن نگاه خوشبينانه به زندگي و اطرافيان باعث ايجاد آرامش و بذل محبت و عاطفه ميشود.
6. يکدل باشيم: درک متقابل موجب ايجاد تفاهم ميشود و يکدلي بوجود ميآورد.
7. شنونده خوبي باشيم: هنگامي که همسرمان با ما صحبت ميکند، حتي الامکان به چشمان او نگاه کنيم و يا با اشاره و سرتکان دادن نشان دهيم که به حرفهاي او توجه داريم.
8. مشوق همسر خود باشيم: براي رفتارها و صحبتهاي همسرمان ارزش قائل شويم و با يادآوري موقعيتهاي موفق گذشته او را تشويق کنيم تا آينده بهتري داشته باشد.
9. به پيشرفت يکديگر اهميت دهيم: آنقدر صميمي باشيم که پيشرفت و ترقي همسرمان يکي از آرزوهاي ما باشد، در حقيقت اولين کسي که از اين پيشرفت سود ميبرد ما هستيم.
10. خوش قول باشيم: براي حرفها و قولهاي خود ارزش قائل شويم و خود را در مقابل آنها مسؤول بدانيم، خوش قولي نشانه احترام به خود و همسر است.
11. به شخصيت همسرمان احترام بگذاريم: و حرمت يکديگر را نزد خانواده و دوستان و … حفظ کنيم.
12. ارتباط کلامي و عاطفي خود را حفظ کنيم: سعي کنيم با همسر خود درباره مسايل مختلف گفتگو کنيم. صحبت کردن بهترين راه آگاهي از افکار و احساسات همسر ميباشد.
13. با يکديگر مهربان باشيم: همسرمان را جزئي از وجود خود بدانيم، خوبيهايش را بازگو کنيم، برايش خوبي خواهيم و در راه کمک به همسرمان تمام تلاش خود را بکار ببريم با مهرباني ميتوانيم مالک قلبهاي يکديگر باشيم و رابطه گرم و صميمي برقرار کنيم.
14. محبتپذير و قهر گريز باشيم: منش توأم با مهرباني و دوري از قهر و کينه صفت همسران فداکار است. تلاش کنيم که آيينه زندگيمان شفاف و بدون غبار کدورت باشد.
15. راستگو باشيم: صداقت و راستي از بهترين سرمايههاي زندگي مشترک است. هرگز نبايد به دروغ و نيرنگ متوسل شويم حتي اگر حقيقت به نفع ما نباشد. فراموش نکنيم که دروغ پايههاي زندگي را سست ميکند.
16. محيط خانواده را با صفا کنيم: فضاي عاطفي خانواده بايد چنان مطلوب و دوست داشتني باشد که همسرمان در آن احساس رضايت خاطر کند و از امنيت رواني برخوردار باشد.
17. به ارزشهاي ديني، اخلاقي و خانوادگي پايبند باشيم: ارزشها از ارکان و ستونهاي اصلي خانواده محسوب ميشوند و مقيد بودن به ارزشها موجب دوام و استحکام خانواده ميشود و اصالت آن را حفظ ميکند.
18. به نيازهاي همسر توجه کنيم: رفتار دلنشين و توام با متانت موجب ميشود، خواستههاي خود را به راحتي بيان کند.
19. بهداشت رواني همسر را تأمين کنيم: در سايه سلامت جسمي و رواني ميتوانيم به هدفهاي خود برسيم، بنابراين بايد به رفتار او توجه نماييم و از افسردگي و خموديش جلوگيري کنيم.
20. با يکديگر مشورت کنيم: هر يک از همسران بايد حق داشته باشند نظر و پيشنهاد خود را بيان کنند. با مشورت کردن، راه رسيدن به زندگي سالم کوتاهتر ميشود.
21. قدر شناس باشيم: از همسرمان به خاطرانجام وظايف ، مسؤوليتها و همکاريهايش قدرداني کنيم. براي ابراز سپاسگزاري و تشکر به کلمههاي خاصي نيازمند نيستيم!
22. برنامهريزي کنيم: در حقيقت برنامهريزي به زندگي خانوادگي نظم و سامان ميبخشد.
23. الگوي خوبي باشيم: طوري رفتار کنيم که الگوي رفتاري مناسبي براي همسر و فرزندان خود باشيم.
24. خود را به جاي همسرمان بگذاريم:دنيا را از دريچه نگاه او ببينيم و از خود بپرسيم «اگر من جاي او بودم چه ميکردم ؟» ميانه رو متعادل باشيم: حضرت علي عليهالسلام فرمودهاند «خير الامور اوسطها». پس اگر در تمام امور زندگي ( خوردن ، خوابيدن ، مسافرت و حتي محبت کردن و …) اعتدال را رعايت کنيم، کمتر دچار مشکل ميشويم.
25. با جملات زيبا از همسر خود دلجويي کنيم: يک جمله شورانگيز ميتواند طوفاني از خشم و غضب و نفرت را خاموش کند و بناي زندگي را از خطرات گوناگون دور سازد.
26. روابط زناشويي را بسيار مهم بدانيم: عدم توجه به اين روابط موجب ايجاد مشکلات مختلف خانوادگي ، روحي و رواني براي هر يک از طرفين ميشود و زندگي را با خطرهاي جدي روبرو ميکند.
27. همسر خود را راضي کنيم: بايد طوري رضايت همسرمان را جلب نماييم که مطمئن باشيم هيچوقت ما را ترک نميکند و يا در هيچ مشکلي ما را تنها نميگذارد.
28. براي سخن و پيشنهاد همسرمان احترام قائل شويم و خود را عقل کل ندانيم: باور داشته باشيم که هميشه همه چيز را همگان دانند.
29. فرمان ندهيم: نبايد خانه را به پادگان تبديل کنيم. متوجه باشيم که خانه کانون عشق و محبت است، نه محل يکه تازي و خشونت.
30. تعصبات غلط و افکار مزاحم را از خود دور کنيم: افکار مزاحم مانند خوره ، سلامت رواني انسان را از ميان مي برند. بهتر است به جاي اعمال تعصبات دست و پا گير ، انرژي خود را صرف توجه به همسر و خانواده نماييم.
31. از ازدواج خود اظهار پشيماني نکنيم: زندگي و روابط خود را با ديگران مقايسه نکنيم و از ياد نبريم که زندگي هر کسي مطابق سليقه و عقل و درايت او اداره ميشود.
32. روي نقاط ضعف همسر خود انگشت نگذاريم: هر فردي ممکن است در موارد مختلف دچار ضعف باشد، آشکار کردن و بزرگ جلوه دادن اين نقاط ضعف موجب ايجاد کدورت ميشود. هرگز نبايد از نقطه ضعفها به عنوان اسلحهاي براي سکوت يا شکست دادن همسر استفاده کنيم.
33. مقابله به مثل نکنيم: از رفتارهاي تلافي جويانه بپرهيزيم و سعي کنيم به جاي مقابله به مثل ، رفتار مناسب را به او يادآوري نماييم.
~ نکته:هوش عاطفيات را به کار بينداز!
هوش عاطفي نوعي از هوش است كه به ما كمك ميكند به احساساتمان آگاه باشيم. بتوانيم عواطفمان را خوب بيان كنيم. آنها را خوب كنترل و هدايت كنيم. ظرفيتهاي خودمان را بشناسيم و در مجموع يك حس مثبت كلي نسبت به خودمان داشته باشيم. از طرف ديگر بتوانيم عواطف فرد مقابلمان را درك كنيم و نسبت به آن واكنش اجتماعي يا بينفردي مناسب داشته باشيم. هوش عاطفي به ما كمك ميكند كه وقتي دچار تعارض در احساساتمان ميشويم، فرو نريزيم و بتوانيم به عنوان مسالهاي معمولي حلش كنيم[1].
ارتباط اجتماعي موفق در خانه و محيط كار
چگونه جذاب، باشيم
با انجام اين مراحل مي توانيد به فردي جذاب بدل شويد
جذابيت يعني اينکه بتوانيد ديگران را به سوي خود جذب کنيد. اين خصلت اخلاقي به مرور زمان بدست مي آيد، از آنجايي هر يک از افراد در زمان تولد با ميزان مختلفي جذابيت پا به اين دنيا مي گذارند مي توان گفت که درصد بسيار زيادي از جذابيت اکتسابي است و با کمي تمرين به راحتي قابل دسترسي خواهد بود. تلاش و توجه تمام و کمال به نيازها و خواست هاي ديگران مي تواند به شما اين اطمينان را بدهد که به چهره يک فرد جذاب تبديل شده ايد.
مراحل به دست آوردن جذابيت
1. طرز ايستادن خود را تصحيح کنيد. اگر شرايط بدني شما در حد مطلوب قرار داشته باشد، گوياي اين مطلب است که يک فرد با اعتماد به نفس بالا هستيد، حتي اگر از درونتان هم يک چنين احساسي نداشته باشيد. در زمان راه رفتن بايد محکم و ثابت قدم برداريد. کمرتان کاملاً صاف باشد، و شانه ها به سمت عقب گرايش داشته باشند. شايد در ابتدا زمانيکه يک چنين وضعيتي را تمرين مي کنيد برايتان قدري عجيب و دشوار باشد، اما پس از سپري شدن چند روز به آن عادت پيدا مي کنيد.
2. ماهيچه هاي صورت را رها کنيد. سعي کنيد ماهيچه هاي صورتتان را رها کنيد تا صورت، حالت طبيعي و دلپذير خود را داشته باشد. با اين چهره مي توانيد رو به دنيا کنيد و به همگان بگوييد که از هيچ چيز نمي هراسيد.
3. ارتباط برقرار کنيد. هنگاميکه با فرد ديگري روبرو مي شويد، با چشم هاي خود با او ارتباط برقر کنيد، سرتان را به نشانه تائيد تکان دهيد، لبخند بزنيد و شادي خود را به او انتقال دهيد. اصلاً نگران عکس العمل فرد مقابل نباشيد و البته در عين حال بايد به ياد داشته باشيد که در اين کار زياده روي نکنيد.
4. نام افراد را به خاطر بسپاريد. زمانيکه براي اولين بار کسي را ملاقات مي کنيد سعي کنيد که نام او را به خاطر بسپاريد. اين کار براي خيلي از افراد دشوار است. زمانيکه نامشان را مي گويند، آنرا چندين مرتبه با خود تکرار کنيد تا نامشان در ذهنتان باقي بماند و سپس نام خود را نيز به آنها بگوييد؛ به عنوان مثال سلام "سارا" من "ماني" هستم. زماني هم که با آنها خداحافظي مي کنيد، باز هم سعي کنيد چند مرتبه ديگر نام آنها را تکرار کنيد تا به طور کامل در ذهنتان باقي بمانند. هر چقدر بيشتر نام آنها را تکرار کنيد، بيشتر به يادتان مي ماند و طرف مقابل هم احساس مي کند که او را بيشتر دوست مي داريد و احتمال اين امر که با شما بيشتر گرم بگيرد افزايش پيدا مي کند.
5. به ديگران علاقمند باشيد. اگر شما يکي از آشناهاي قديمي را ملاقات کرديد به عنوان مثال يک همکار، همکلاسي، دوست يکي از دوستان و ... در مورد خانواده و علاقمندي هاي جديد آنها سوالاتي مطرح کنيد. اسم افراد نزديک به آنها را بپرسيد و نام آنها را به خاطر بسپاريد. مطرح کردن يک چنين مسائلي، موضوعات جديدي براي صحبت کردن در اختيار شما قرار مي دهد و آنوقت مجبور نيستيد که تنها در مورد کار و کلاس هاي درسي با هم صحبت کنيد.
6. مي توانيد تا حدودي در مورد خودتان نيز صحبت کنيد. در تمام طول بحث خودتان را علاقمند نشان دهيد و نشان دهيد که تمايل داريد به گفتگوي خود با او ادامه دهيد.
7. گفتگو در مورد موضوعات مناسب. بايد در مورد موضوعاتي صحبت کنيد که طرف مقابل به آنها علاقه دارد، حتي اگر خودتان هم علاقه شديد به آنها نداشتيد، بازهم اين کار را ادامه دهيد. به عنوان مثال اگر در يک جمع ورزشي قرار گرفتيد، در مورد بازي ديشب يا گل کردن تيمي که به تازگي وارد ليگ شده صحبت کنيد. اگر با کساني هستيد که به سرگرمي هاي مختلفي علاقمند هستند، مي توانيد در مورد سرگرمي هاي مورد علاقه آنها از جمله ماهيگيري، بافتني، کوهنوردي، و سينما صحبت کنيد.
8. هيچ کس از شما انتظار ندارد که در تمام زمينه ها يک متخصص باشيد، بايد به آنها بگوييد که فقط به دليل علايق شخصي است که تمايل داريد در مورد موضوعات مختلف با ديگران به بحث و گفتگو بنشينيد. ذهن خود را باز کنيد، اجازه دهيد تا ديگران توضيحات لازم در مورد موضوعات مختلف را براي شما بازگو کنند. روراست باشيد و به آنها بگوييد که دانشتان در مورد برخي چيزها محدود است و بدتان نمي آيد که چيزهاي بيشتري در مورد آن مبحث ياد بگيريد.
9. به جاي غيبت کردن ديگران را تکريم کنيد. اگر در جمعي در حال صحبت کردن هستيد که همه افراد به نحوي در مورد يک شخص بخصوص در حال غيبت کردن هستند، بد نيست شما چيزي در مورد آن بگوييد که دوست مي داريد. گفتن چيزهايي که در ديگران دوست مي داريد مي تواند 100% شما را تبديل به يک فرد جذاب کند. در عين حال با اين کار مي توانيد حس اعتماد ديگران را نيز به خود جلب کنيد. همه اطرافيان به اين نتيجه مي رسند که شما هيچ وقت ايده ي بدي نسبت به ديگران نداريد. همه به اين نتيجه مي رسند که آبرويشان در دست شما محفوظ خواهد بود.
10. دروغ نگوييد. شايد به دلايلي دروغ بگوييد اما مدارک و شواهدي وجود دارد که بر خلاف گفته هاي شماست. اگر به مريم بگوييد که عاطفه را دوست داريد و به نسيم بگوييد که عاطفه را دوست نداريد، مطمئن باشيد که مريم و نسيم با هم صحبت مي کنند، حرف هاي شما را با هم در ميان مي گذارند، و با اين کار اعتبارتان را نزد آنها از دست خواهيد داد، و از آن به بعد هم ديگر هيچ کس حرف هاي شما را باور نخواهد کرد.
11. با صداقت از ديگران تعريف و تمجيد کنيد. اين کار خصوصاً در ارتقاي عزت نفس ديگران نقش مهمي را بازي ميکند
12. چيزهايي که خوشتان مي آيد را انتخاب کنيد و در هر شرايطي به آنها اشاره داشته باشيد. اگر از کاري و يا از کسي خوشتان مي آيد راهي براي بيان آن پيدا کنيد و فوراً به آن اشاره کنيد. اگر براي انجام اين کار بيش از اندازه صبر کنيد، ممکن است حرف هاي شما قدري رياکارانه جلوه کنند. زمانيکه احساس مي کنيد با تشويق هاي خود مي توانيد زمينه پيشرفت را براي آنها فراهم آوريد، حتماً اين کار را انجام دهيد و از آنها تعريف کنيد. اگر احساس ميکنيد که چيزي در مورد فردي تغيير پيدا کرده است (به عنوان مثال مدل مو، طرز لباس پوشيدن و .. به آن توجه کنيد و چيزي را که در مورد آن خوشتان آمده، به زبان بياوريد. اگر مستقيماً سوالي مي پرسيد، با خوشرويي آنرا بيان کنيد و سپس سوال خود را با يک تعريف بجا به پايان برسانيد.
13. در پذيرش تعريف و تمجيد مهربان باشيد. اين فکر را که برخي از تعريف و تمجيد ها هدف خاصي را در پس خود دارند را از ذهن بيرون کنيد. در قبول هر نوع تعريف و تمجيدي پرحرارت و علاقمند ظاهر شويد. خيلي بيشتر از گفتن يک "خيلي ممنون" ساده پيش برويد و آنرا با جملاتي نظير: "خوشحالم که خوشت آمده" و يا "خيلي مهرباني که به اين مورد اشاره کردي" همراه کنيد. اين عبارات خودشان مي توانند به عنوان نوعي تعرف و تمجيد در جواب تعريف هاي فرد مقابل به شمار روند. در عين حال بايد دقت داشته باشيد که برداشت بدي از تعريف هاي ديگران نکنيد. به عنوان مثال اگر کسي به قصد تعريف از شما گفت: "نميداني چقدر دلم مي خواست که من هم به اندازه تو ... بودم" شما نبايد در جواب او بگوييد من اصلاً هم يک چنين خصوصيتي را نداشته و ندارم و احساس مي کنم که برداشت تو در اين مورد غلط بوده و قضاوت نادرستي داشتي."
14. تن صداي خود را کنترل کنيد. يکي از نکات ضروري که بايد همواره به خاطر داشته باشيد، ماهيت صحبت کردن است. برخي از افراد هستند که در درون خود احساس ناامني مي کنند و به راحتي نمي توانند تعريف و تشکر ديگران را پذيرا شوند. در مورد يک چنين افرادي بيشتر بايد دقت کنيد و روان و سليس با آنها صحبت کنيد. اگر تمايل داشتيد به آنها بگوييد که "امروز زيبا شده ايد" تن صدايتان بايد همانطوري باشد که مي گوييد: "امرور روز زيبايي است." هر گونه تغيير در تن صدا و نحوه بيان کردن آن، اين شک را در آنها بوجود مي آورد که گفته هاي شما از سر صدق و درستي نيست. مي توانيد براي تمرين، صداي خود را روي نوار ضبط کنيد و چند مرتبه آنرا گوش کنيد تا متوجه هر گونه تغييري بشويد. از خودتان سوال کنيد که صداي شما نشان مي دهد که از روي صداقت صحبت مي کنيد؟ تا زماينکه به يک عبارت خالصانه و صادقانه نرسيده ايد، به ظبط کردن صداي خود ادامه دهيد.
چند نکته
هميشه خونسرد باقي بمانيد. قصد شما خوشحال کردن ديگران است و نبايد به اين موضوع فکر کنيد که ممکن است آنها در قبال شما چه واکنشي نشان داده و چه خيال بافي هايي در ذهن خود انجام دهند. اگر اين کار را انجام دهيد، آنوقت تمام تاثير اين کار بر روي صورت شما نمايان خواهد شد، و تبديل به فردي مي شويد که فقط در پي راضي کردن اطرافيانش است. کسي که نيازهاي شخصي اش را زير پا مي گذارد تا ديگران دوستش بدارند. بايد هميشه به خاطر داشته باشيد که مردم آنقدر کارهاي متنوع دارند که نمي توانند که همواره به شما فکر کنند. بيشتر اوقات در مورد خودشان و کارهايي که بايد انجام دهند، فکر مي کنند.
ميزان جذابيتي که مي توانيد بدست آوريد، به ميزان خلاقيت شما در تحسين کردن ديگران بستگي دارد. تعريف ها و تحسين هاي خود را با لحني قاطع اما در عين حال شاعرانه بيان کنيد. هيچ اشکالي ندارد که چند قطعه از قبل آماده شده را در ذهن داشته باشيد تا در زمان تحسين کردن از فردي بيان کنيد، اما افراد جذاب کساني هستند که بتوانند در همان لحظه چيزي را ابداع کنند و نوآوري به خرج دهند. اگر ذهن شما خلاقيت داشته باشد و دائماً ابداع و نوآوري کنيد، ديگر نگران تکرار مکررات هم نخواهيد شد.
گاهي اوقات مجبور مي شويد عقايدي را بيان کنيد که شايد کمتر اتفاق مي افتد ديگران نظر مثبتي نسبت به آن داشته باشند. در چنين شرايطي مي توانيد اين کار را با قدري شوخي بياميزيد. شوخي و خنده مانند قاشق پر از شکري هستند که به بيمار کمک مي کنند دارو را راحت تر فرو ببرد.
همدلي يکي از ملزومات بي چون و چراي جذابيت است. بايد بدانيد که چه چيزهاي اطرافيانتان را خوشحال ميکنند و چه مواردي موجبات ناراحتي آنها را فراهم مي آورند، آنوقت مي توانيد بهترين انتخاب را در مورد آنها داشته باشيد. در غم و شادي ديگران شريك باشيد.
بدترين حالت براي يك همسر و فرزند يا پدر يا مادر ناراحت اين است كه كسي نباشد كه با او درددل كند؛ باور كنيد درددل كردن شما را سبك و راحت ميكند. و البته بدتر از اين هم وقتي است كه طرف شما به احساسات شما وقعي نگذارد و راه حل عقلي بدهد! آري، تعجب نكنيد، كسي كه درددل ميكند فقط يك سنگ صبور ميخواهد كه شنواي خوبي باشد و آخ و اي واي و آه و تاسف برايش داشته باشد و راه حل دادن در وقت ديگر و پايان اين تخليه عاطفي است.
اگر احساس مي کنيد که به يکباره نمي توانيد عضلات صورت خود را رها کنيد، مي توانيد اين کار را از شانه هاي خود شروع کنيد، اگر از جاي اصلي خود بالاتر آمده باشند، نشان دهنده اين مطلب هستند که شما قدري عصبي هستيد. آنها را به سر جاي خودشدان بازگردانيد، ژست عمومي بدن خود را تصحيح کنيد، نفس عميقي بکشيد و لبخند بزنيد.
هشدار
از بحث و جدل بپرهيزيد. حتي اگر نيمي از افراد با شما موافق باشند، باز هم شما نمي توانيد جذابيت 100% پيدا کنيد. چيزهايي که بر زبان مي آوريد بايد براي تمام افراد خوشايند باشند. زماني که احساس کرديد دلتان مي خواهد در يک بحث شرکت کنيد، از خودتان بپرسيد که: "آيا واقعاً لازم است که در همين لحظه، نظر خودم را مطرح کنم؟" اگر احساس مي کنيد که هيچ گونه الزامي در اين کار وجود ندارد، بنابراين قدري بذله گويي کنيد و مطرح کردن نظر خود را بگذاريد براي يک وقت ديگر.
برخي از افراد هستند که مقوله تکبر و جذابيت را اشتباه مي گيرند. درحقيت بايد دانست که تکبر نقطه مقابل جذابيت است. جذابيت حس رضايت ديگران را بر مي انگيزد، اما تکبر فقط مي خواهد حس رضايت فردي را برانگيزاند. تکبر افرادي را جذب مي کند که در وجود خود ناامني هايي دارند، اما جذابيت توانايي جذب تمام افراد را دارد.
چگونه تبديل به يک همسر بهانه گير نشويم؟
هميشه ميوه هاي به درد نخور مي گيري؟ چرا اين قدر لباسات کثيف هستن؟
جوراباتو قبل از اومدن روي فرش دربيار!
اين قدر جلوي تلويزيون تخمه نريز خسته شدم از اين همه تميز کردن.
سطل آشغال بوگرفته، پس کي مي خواي سطل را خالي کني؟ چقدر تو بي مسئوليت و خونسردي و ....
با اين جملات مي توانيد در محيط خانه مداوم روي اعصاب همسرتان راه برويد، و حس عصبانيت، کم حوصلگي و لج بازي را در وي تقويت کنيد تا جايي که آرامش زندگي لابه لاي اين جمله ها گم شود!
غرزدن نوعي پاسخ به موقعيت هايي است که فرد دچار ناکامي مي شود و اگر اين ويژگي از فراواني و استمرار برخوردار باشد به عنوان يک شيوه شخصيتي ناسازگار مطرح مي شود که در اين موارد غالبا با افسردگي، اضطراب، خود کم بيني، بهداشت رواني پائين، مشکل سازگاري با ديگران، بدبيني، نااميدي، خشم و رضايت نداشتن از زندگي همراه است.
زن و شوهرها توقع دارند زندگي زناشويي، نيازها و تمايلات آنان را برآورده کند و درباره اينکه زندگي زناشويي بايد چطور باشد، مفروضاتي دارند. اين انتظارات و مفروضات اگر برآورده نشود عمدتا باعث ايجاد اختلاف و کشمکش ميان زوجين مي گردد. البته اختلاف اجتناب ناپذير است اما برخي از زن و شوهر ها مشکلات جدي دارند و هيچ وقت اختلافات روزمره خود را حل نمي کنند.
عده اي هم هر روز بر سر مسايل جزيي با هم بگو مگو دارند و هيچ وقت به مشکلات بزرگ خود نمي پردازند. شما به عنوان زن و شوهر بايد اتفاق نظرها و اختلافات را شناخته و روشي داشته باشيد تا در زندگي روزمره خود تغييرات مشخصي ايجاد کنيد؛ روشي که با اتکا به آن ، نقاط قوت زندگي مشترک تان را بيشتر کرده و نقاط ضعف آن را رفع کنيد. اما برخي از افراد(به خصوص زنان) نمي خواهند و( يا نمي دانند) که از طريق يک روش منطقي به دنبال راهي براي بيان مشکلات باشند. براي مثال تصور کنيد بي توجهي مرد به انجام امور منزل مانند رسيدگي به امور خريد و يا انجام تعميرات منزل و ... باعث شده که مسئوليتهاي بسيار سنگيني بر دوش زن نيفتد و زن از اين وضعيت خسته شده و خواهان آن است که همسرش مسئوليت پذيرتر باشد اما راه درست آن را نمي داند و به جاي اينکه نيم ساعت به طور منطقي با همسرش وارد گفتگو شده و مشکلات را با وي درميان بگذارد، هر گاه که با او همکلام مي شود اين مساله را پيش کشيده و باعث ايجاد تنش مي شود و بعد از مدتي باعث مي شود که او در نزد همسرش به عنوان يک زن بهانه گير و يا در اصطلاح عاميانه غرغرو شناخته شود. زني که مجاورت با او نه تنها آرامشي به همراه ندارد، بلکه بيشتر عذاب آور است.
يک زن بهانه گير براي شوهرش بسيار رنج آور و آزار دهنده خواهد بود . در بسياري از موارد بهانه گيري هاي بي مورد و زياده از حد زن باعث دوري مرد از خانه، دروغگويي و يا حتي در برخي از موارد داد و فرياد و بداخلاقي مفرط وي مي شود. زنان بهانه گير نه تنها زندگي زناشويي خود را ويران مي کنند بلکه زندگي فرزندان خود را تحت تاثير قرار مي دهند. توجه داشته باشيد که در چنين شرايطي به جاي بروز واکنشهاي هيجاني، موثرترين پاسخ هاي مقابله اي، کمک گرفتن از ديگران، انتقال احساسات، انجام اقدام منطقي، پند گرفتن از تجارب، استفاده از حس شوخ طبعي، حفظ ايمان و کنترل احساسات منفي و ... است براي مقابله موفقيت آميز با چالش هاي زندگي، آگاهي شما از شيوه شخصيتي و نوع برخوردتان با مسائل کمک کننده است. زيرا شيوه هاي شخصيتي با چگونگي برداشت يک فرد از اطراف و نحوه واکنش او با رويدادهاي فشارزا ارتباط تنگاتنگ دارد.
البته درست است که در اين مقاله در مورد بهانه گيري و غر زدن در زنان صحبت شده است اما ذکر اين نکته ضروري است که غرزدن تابعي از وضعيت اجتماعي است تا ويژگيهاي وابسته به جنسيت، بنابراين نمي توان گفت که غرغر کردن در زنان بيشتر به چشم مي خورد و صد البته که در آقايان هم وجود دارد اما گاه در برخي شرايط زنان و کودکان بعلت ناتواني و قدرت کمتر در بيان خواسته هايشان، بيشتر غرغر مي کنند.
در بسياري از موارد بهانه گيري هاي بي مورد و زياده از حد زن باعث دوري مرد از خانه، دروغگويي و يا حتي در برخي از موارد داد و فرياد و بداخلاقي مفرط وي مي شود.
در ادامه اين يادداشت پيشنهاداتي براي شما داريم تا يک زن بهانه گير(غرغرو) نباشيد:
- به جاي بهانه گيري با همسرتان صحبت کنيد.
قبل ازشروع بهانه گيري و يا شکايت کردن ، با همسرتان بنشينيد و سعي کنيد مشکلات و دلگيري هاي خود را با او در ميان بگذاريد. براي او توضيح دهيد که چرا از او شاکي هستيد و چرا احساس عصبانيت مي کنيد. به احتمال زياد همسرتان نمي داند در ذهن شما چه مي گذرد لذا تا زماني که زبان به سخن نگشاييد، او متوجه مشکل شما نخواهد شد.
- زماني که همسرتان خوشحال است، شروع به بهانه گيري نکنيد.
براي عنوان کردن شکايات خود زمان مناسبي را انتخاب کنيد. صحبت کردن در زمانهايي که شوهرتان مشغول تماشاي يک بازي حساس فوتبال است و يا در حال انجام امور شغلي خود است و ... نمي تواند به شما توجه لازم را مبذول دارد و همين حالت نيز بيشتر هيزم در آتش خشم شما خواهد ريخت. لذا کمي صبر کنيد و منتظر يک فرصت مناسب بمانيد تا همسرتان تمرکز لازم را بر گفته هاي شما داشته باشد.
- به همسرتان فرصت استراحت و آرامش دهيد.
متاسفانه برخي از زنان به محض ورود همسرشان به منزل ، شروع به ارايه خبرهاي بد و ناراحت کننده(مانند آزار و اذيت بچه ها، کارهاي سنگين خانه، سرکشي صاحبخانه و افزايش اجاره منزل و ...) مي پردازند و در حالي که مرد هنوز خستگي هاي يک روز کاري را از سر نگذرانده، بايد با کوهي از مشکلات که همسرش در پيش روي او قرار داده مواجه شود. بنابراين به محض ورود همسرتان به منزل شروع به شکايت و اخم کردن نکنيد. اين ، بدترين زمان براي صحبت کردن در مورد مشکلات است. اجازه دهيد او آرامش خود را کسب کند و وقتي خلق و خوي او به وضع طبيعي در آمد، در فرصت مناسب با هم صحبت کنيد.
- در برابر جمع و يا حتي در حضور فرزندان به انتقاد از شوهرتان نپردازيد. خيابان، مهماني ، سر سفره غذا و .. هرگز مکانهاي خوبي براي بحث و جدل نيستند.
- براي همسرتان هديه بگيريد.
همه انسانها هديه گرفتن را دوست دارند، براي همسرتان هر از چند گاهي هديه اي تهيه کرده و او را خوشحال کنيد و سپس با او به گفتگو و صحبت بپردازيد.
- گاهي هم سکوت کنيد.
گاهي اوقات سکوت بهترين پاسخ است. هميشه عصباني شدن، داد و فرياد زدن، شکايت کردن و بهانه گيري به شما کمک نمي کند. شايد برخي از اوقات لازم باشد سکوت کنيد و در برابر اشتباه همسرتان حرفي نزنيد تا احساس گناه را در وي تشديد نکرده و يا او را شرمنده نکنيد.
هفت درس زندگي که در هيچ مدرسه اي ياد نميدهند
همگي ما همزمان با تحصيل در مدارس، درسهايي از زندگي نيز مي آموزيم که هردوي آنها مهم است. مشکل اصلي اين است که زندگي قبل از ما هم جريان داشته و ما را هم مانند ديگران در مسيرش با خود ميبرد و اين در حالي است که ما تازه در ابتداي يادگيري و کسب معلومات لازم براي زندگي هستيم و تنها اميدواريم که روزي به همه ي جوانب دست پيدا کنيم، پس بطور منطقي دانش ما هميشه عقب تر از زندگي است.
در اينجا به درسهايي از زندگي اشاره کرده ايم که به راحتي ميتوانيد از آنها بهره بگيريد :
1. طبق گفتهي Richard Carlson، "چيزهاي بي ارزش را نچشيد"، اين بدان معني است که خيلي از مردم خود را درگير استرس و به انجام رساندن کارهاي بي ارزش ميکنند که در نهايت در مقابل اهداف اصلي زندگي، هيچ ارزشي ندارند وقتي آنقدر خود را درگير اين مسائل کوچک ميکنيم ديگر جايي براي نيل به آرزوهايمان باقي نگذاشته ايم و از لحظات خود هيچ لذتي نميبريم.
ادامه مطلب